حسن حسن زاده آملى
21
دروس معرفت نفس (فارسى)
است ؟ ! و خودش هم متحرك است يا نه ، و اگر متحرك باشد محرّك مىخواهد يا نه و اگر بخواهد محرّك او چه كسى خواهد بود و همچنين سخن در آن محرّك پيش مىآيد و همچنين ؟ ! وانگهى اين همه چرا در حركتند اگر احتياج نباشد حركت نيست احتياج اين همه چيست آيا همه را يك حاجت است و يا داراى حاجتهاى گوناگونند و چون احتياج است عجز و نقص است كه به حركت به دنبال كمال مىروند و در پى رفع نقص خودند آيا اين همهء موجودات مشهود ما ناقصاند و كامل نيستند چرا ناقصاند كاملتر از آنها كيست و خود آن كمال چيست ؟ ! و چون به دنبال كمال مىروند ناچار ادراك عجز و نقص و احتياج خود كردهاند پس شعور دارند ، توجّه دارند ، قوّهء درّاكه دارند ، جان دارند ، حقيقتى دارند كه بدين فكر افتادهاند . كودكان به مدرسه مىروند در حركتند ، خواهان علمند و به دنبال علم مىروند ، درختان رشد مىكنند پس در حركتند و به دنبال حقيقتى و كمالى رهسپارند ، حيوانات همچنين ، شايد جمادات هم اين چنين باشند كه سنگى در رحم كوه كم كم گوهرى كانى گرانبها مىشود . در حياط خانه درخت بهى داريم در اين سال ميوه فراوان داد كه شاخههاى آن چون خوشههاى انگور رو به زمين آوردند . اين درخت بسيار مرا به خود جلب كرد وقتى كمر خميدهاش را مشاهده مىكردم و شاخههاى او را به سوى زمين فرو هشته ديدم گفتم اى درخت با من حرف بزن تا از كار تو آگاه شوم . سر تعظيم در مقابل چه كسى فرود آوردهاى ؟ آيا به من مىگويى كه اين خدمت من كه ميوه آوردم در طبق اخلاص نهادم در حضورت تقديم داشتم چه كند بىنوا همين دارد اين كار من ، تو چه كردهاى و چه مىكنى ؟ من در راه خودم و به برنامه خودم رفتار مىكنم به فصل معين برگ مىدهم ، ميوه مىدهم ، داراى دين قويم و صراط مستقيمام كه سر سوزنى از آن تجاوز نمىكنم ، تسليم توام ، خيانت نمىكنم . اين راه و روش من اين رسم و آيين من